به گزارش پیام آوران معدن و فولاد: به همین دلیل در هفتههای اخیر، برای جلوگیری از وقوع چنین فاجعهای و حفظ دارایی مردم، ناظران ناچار شدند معاملات را متوقف کنند و بازار را به نوعی «کمای کنترلشده» ببرند. اما توقف، پایان کار نیست. اکنون که تنشهای ژئوپلیتیک همچنان سایه سنگینی بر اقتصاد انداخته، چالش اصلی از سرگیری معاملات است؛ اینکه چگونه بازار را از این کمای ضروری خارج کنیم بیآنکه بازگشایی شتابزده، ضربهای عمیقتر از خود بحران به آن وارد کند.
بازارهای مالی در زمان جنگ با شوکهای عمیقی مواجه میشوند. توقف موقت معاملات، راهکاری گریزناپذیر برای جلوگیری از فروپاشی سیستماتیک است؛ اما چالش اصلی، نحوه بازگشایی بازار است. اجرای بیقیدوشرط قوانین عادی و کشف قیمت در شرایط بحرانی، پیامدهای سنگینی به همراه دارد و به طور مستقیم بر ارزش سرمایههای خرد تاثیر می گذارد. متن پیشرو، با بررسی تجربههای جهانی، نقشه راهی برای خروج محتاطانه بورس از بحران ارائه میدهد.
در روزهای عادی، قانون میگوید اگر کارخانهای آسیب دید (که به آن اطلاعات بااهمیت گروه الف میگویند)، نمادش باید متوقف شود و زمانی که باز شد، هیچ محدودیتی برای افت قیمت (دامنه نوسان) نداشته باشد تا بازار خودش قیمت جدید را کشف کند.
اما در زمان جنگ، اجرای این قانون مثل این است که یک نفر را بدون چتر نجات از هواپیما بیرون بیندازیم! اگر نماد شرکتهای آسیبدیده بدون محدودیت باز شوند، به دلیل ترس مردم، قیمتها ممکن است در یک روز ۵۰ تا ۷۰ درصد سقوط کنند. این سقوط، صندوقهای سرمایهگذاری را هم زمین میزند و یک بحران نقدینگی بزرگ در کل شبکه بانکی و بازار ایجاد میکند.
در حسابداری هم قانونی وجود دارد (استاندارد ۳۲) که میگوید کارخانه باید فوراً ضرر خرابیها را در گزارش خود ثبت کند که این کار سود شرکت را میبلعد و سهامداران را بیشتر میترساند.

دنیا در این شرایط چه کرده است؟
نگاهی به تاریخچه بورسهای توسعهیافته در زمان بحرانهای امنیتی نشان میدهد که اقتصادهای بزرگ دنیا در چنین مواقعی، تئوریهای کلاسیک اقتصاد را به نفع «حفظ ثبات سیستماتیک و محافظت از حقوق و سرمایه سهامداران» متوقف میکنند:
والاستریت و شوک ۱۱ سپتامبر (۲۰۰۱): پس از حملات ۱۱ سپتامبر، بورسهای نیویورک و نزدک برای جلوگیری از وحشت عمومی و فروپاشی شبکه نقدینگی، چهار روز کاری متوقف شدند. نهادهای ناظر آمریکایی به این نتیجه رسیدند که در سایه ترس، بازار آزاد قیمتها را کشف نمیکند، بلکه داراییها را به حراج میگذارد. هنگام بازگشایی، بانک مرکزی با تزریق نقدینگی گسترده و تعلیق مقطعی الزامات سختگیرانه، مانع از فروپاشی سبد دارایی سرمایهگذاران خرد و بروز فاجعه انسانی در بخش مالی شد.
بورس مسکو و آغاز جنگ اوکراین (۲۰۲۲): بورس مسکو برای محافظت از اقتصاد داخلی در برابر سقوط آزاد، نزدیک به یک ماه تعطیل شد. زمان بازگشایی، این فرآیند با یک سپر دفاعی حقوقی و لایهبندیشده همراه بود؛ فروش استقراضی کاملاً ممنوع شد، ساعات معاملات کاهش یافت و دامنه نوسان به شدت مهار گردید. این مدیریت قطرهچکانی، مانع از ورشکستگی پنهان و نابودی معیشت میلیونها سهامدار شد.
بورس اوکراین و آغاز جنگ با روسیه (۲۰۲۲): بورس اوکراین بعد از شروع درگیری با روسیه ماه ها تعطیل شد و نماد کارخانه های آسیب دیده متوقف شد. در نهایت از پول های بلوکه شده روسیه و وام های خارجی برای بازسازی استفاده شد.
بورس کویت (۱۹۹۰): بورس این کشور حدود ۲ سال تعطیل شد و تا زمانی که با پول نفت بازسازی خرابی ها انجام نشد، اجازه کشف قیمت در بورس داده نشد.
نقشه راه نجات؛ بیدار کردن آرام و قطرهچکانی
برای اینکه بورس جان سالم به در ببرد، باید از استراتژی «بازگشایی هوشمند و لایهبندی شده» استفاده شود. این امر به چه معناست؟
۱. همه نمادها را با هم باز نکنیم: اول شرکتهایی باز شوند که از جنگ آسیبی ندیدهاند (مثل بانکها، بیمهها و شرکتهای دارویی) تا بازار کمی نفس بکشد.
۲. چتر نجات برای آسیبدیدهها: شرکتهای جنگزده باید به یک تابلوی مخصوص (تحت احتیاط) بروند و با یک دامنه نوسان بسیار محدود و قطرهچکانی (مثلاً فقط مثبت ۲ و منفی ۱ درصد در روز) باز شوند تا ترس مردم به آرامی و بدون سقوط آزاد تخلیه شود.
۳. وام به جای فروش سهام: برخی از سهامداران به دلیل ترس از دست دادن سرمایه های خود در زمان جنگ فروشنده می شوند. راهکار مناسب این است که بانکها با ضمانت سهام افراد، به آنها «وام فوری» بدهند. با این کار، شخص بدون حراج سهام خود تامین مالی انجام می دهد و فشار فروش از روی بورس برداشته میشود.
در این روزهای سخت نباید از «بازارگردانها» توقع داشت صفهای فروش را جمع کنند؛ چون این کار سرمایه در گردش شرکتها را نابود میکند. اینجا فقط نهادهای بزرگی مثل «صندوق تثبیت بازار سرمایه» باید با پولهای کلان وارد میدان شوند و زیر بال و پر بازار را بگیرند.
نسخه خروج محتاطانه از بحران
در نهایت بیدار کردن بورس از این کمای جنگی، نیازمند ظرافت یک جراح است، نه سرعت یک دونده. رها کردن بازار به حال خود به بهانه اجرای قوانین عادی و کشف قیمت، تنها به نابودی سرمایههای خرد و ایجاد یک بحران تمامعیار ختم میشود. راه نجات، توقف قوانین سختگیرانه، بازگشایی مرحلهای و محدود کردن دامنه نوسان برای صنایع آسیبدیده است. همزمان، دادن تسهیلات بانکی به پشتوانه سهام، مانع از حراج دارایی سهامدارانی میشود که صرفاً به نقدینگی روزمره نیاز دارند. در این مسیر، صندوقهای حمایتی بزرگ باید لنگرگاه آرامش بازار باشند تا این گذرگاه پرالتهاب با کمترین آسیب سپری شود.
منبع: ایراسین