هدف قرار دادن مجتمعهای فولادی، صنایع معدنی، آلومینیوم و پتروشیمی، نه تنها از منظر اقتصادی خسارتبار است، بلکه بر اساس اصول شناختهشده حقوق بینالملل و قواعد حاکم بر مخاصمات، حمله به تأسیسات غیرنظامی و زیرساختهای تولیدی اقدامی غیرقابل توجیه، غیراخلاقی و مغایر با موازین انسانی محسوب میشود. صنعت، سنگر تولید و زندگی مردم است و نه میدان جنگ.
با وجود این خسارات، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، ایستادگی و تابآوری صنعت ایران است. بسیاری از واحدهای بزرگ معدنی و فولادی، با وجود تحمل آسیبهای مستقیم، اجازه ندادند چرخه تولید کشور متوقف شود. در این میان، شرکت فولاد مبارکه به عنوان بزرگترین تولیدکننده فولاد کشور، با اتکا به توان مدیریتی، دانش فنی و تلاش شبانهروزی متخصصان خود، توانست بخش قابل توجهی از ظرفیت تولید را حفظ کرده و روند بازگشت به شرایط پایدار را با سرعت آغاز کند. این تجربه نشان داد که سرمایه اصلی صنعت ایران نه تجهیزات، بلکه نیروی انسانی متخصص، مهندسان توانمند و فرهنگ خودباوری است
با این حال، نباید از واقعیتهای موجود چشمپوشی کرد. بازسازی صنایع بزرگ تنها به دانش مهندسی وابسته نیست. ایران امروز از نظر طراحی، ساخت و اجرای پروژههای صنعتی به بلوغ قابل قبولی رسیده است، اما محدودیت در دسترسی به برخی تجهیزات پیشرفته، سامانههای کنترل صنعتی، قطعات خاص، فناوریهای روز، نقلوانتقال مالی و محدودیتهای ناشی از تحریم، فرآیند بازسازی را دشوارتر و زمانبرتر میکند.
از این رو، مسیر پیش روی صنعت کشور نباید صرفاً بر پایه یک انتخاب میان «ظرفیت داخلی» یا «ظرفیت خارجی» تعریف شود. راهبرد هوشمندانه، بهرهگیری حداکثری از توان مهندسی و ساخت داخل در کنار استفاده از فرصتهای همکاری بینالمللی، انتقال فناوری و تأمین تجهیزات تخصصی است. بازسازی نباید صرفاً به معنای جایگزینی تجهیزات آسیبدیده باشد؛ بلکه باید فرصتی برای نوسازی خطوط تولید، افزایش بهرهوری، ارتقای فناوری و مقاومسازی زیرساختهای صنعتی کشور تلقی شود.
فضای دیپلماتیک ایجادشده در پی توافق ۶۰ روزه اخیر نیز میتواند دریچهای برای تسریع این روند باشد. اگر این فرصت به کاهش تنشها، تسهیل روابط اقتصادی و رفع تدریجی محدودیتهای تجاری بینجامد، صنایع معدنی و فولادی کشور خواهند توانست بخشی از نیازهای خود را با سرعت و هزینه کمتر تأمین کنند و همزمان زمینه جذب سرمایه، فناوری و همکاریهای بینالمللی را فراهم آورند.
تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که دوران پس از بحران، میتواند نقطه آغاز یک تحول بزرگ باشد؛ مشروط بر آنکه نگاه سیاستگذار تنها معطوف به جبران خسارت نباشد، بلکه آیندهنگر، توسعهمحور و مبتنی بر افزایش تابآوری باشد. امروز صنعت معدن و فولاد ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمهای بزرگ، سرمایهگذاری هوشمندانه و برنامهای جامع برای بازسازی و نوسازی است.
پیام امروز صنعت ایران روشن است؛ دشمن شاید بتواند به تجهیزات و ساختمانها آسیب برساند، اما اراده مهندسان، کارگران و مدیران این سرزمین را هدف قرار نخواهد داد. تاریخ صنعت ایران بارها ثابت کرده است که هر بار از دل سختترین بحرانها، توانمندتر از گذشته برخاسته است. اکنون نیز میتوان این مقطع را نه پایان یک مسیر، بلکه آغاز فصل تازهای از توسعه، نوسازی و اقتدار صنعتی کشور دانست؛ فصلی که با همدلی، مدیریت علمی و استفاده هوشمندانه از همه ظرفیتهای داخلی و بینالمللی، آیندهای روشنتر برای معدن و فولاد ایران رقم خواهد زد.