به گزارش پیام آوران معدن و فولاد: آزاده جهاناحمدی، نویسنده، در حاشیه دومین روز رویداد ملی محکمتر از فولاد بخش روایت در گفتوگو با خبرنگار فولاد گفت: صنعت در نگاه نخست با کارخانه، خطوط تولید، ماشینآلات، مواد اولیه و محصول نهایی شناخته میشود، اما در کنار زیرساختهای فنی و اقتصادی، هر صنعت موفق به یک زیرساخت معنایی نیاز دارد که تجربهها را ثبت و میان انسانها و فرایندهای صنعتی پیوند برقرار کند.
جهاناحمدی اظهار کرد: هنگامی که از توسعه صنعتی سخن میگوییم، معمولاً ذهن ما به سمت تجهیزات، سرمایهگذاری، فناوری و شاخصهای تولید میرود؛ در حالی که تجربه نشان داده است هر صنعت موفق، در کنار این زیرساختها، به بستری برای ثبت و انتقال تجربههای انسانی نیز نیاز دارد و اینجاست که روایت اهمیت پیدا میکند.
روایت، نرمافزار صنعت است
وی افزود: اگر فولاد، سیمان، ماشینآلات و خطوط تولید را سختافزار صنعت بدانیم، روایت را میتوان نرمافزار آن دانست؛ سختافزار امکان تولید را فراهم میکند و روایت به آن جهت، معنا و قابلیت انتقال میبخشد.
این نویسنده با بیان اینکه کارخانهها هزاران تن محصول و حجم زیادی از داده و آمار تولید میکنند، تصریح کرد: تا زمانی که ندانیم پشت این اعداد چه تجربههایی نهفته است، بخش مهمی از واقعیت صنعت دیده نمیشود. وی ادامه داد: هر پروژه صنعتی مجموعهای از تصمیمها، بحرانها، امیدها، شکستها و تلاشهای انسانی را در خود جای داده است. مدیرانی که در شرایط دشوار تصمیم گرفتهاند، کارگرانی که در گرمای کوره یا سرمای کارگاه فعالیت کردهاند، مهندسانی که برای حل یک مسئله فنی هفتهها تلاش کردهاند و خانوادههایی که زندگیشان با سرنوشت یک کارخانه گره خورده است، همگی بخشی از واقعیت صنعت هستند و روایت میتواند این بخش از واقعیت را ثبت و منتقل کند.
به گفته جهاناحمدی، آنچه در فولاد مبارکه طی ماههای اخیر در جریان بازسازی بخشهای آسیبدیده این مجموعه صنعتی رخ داده، نمونهای از همین تجربههای انسانی است که فراتر از اعداد و گزارشهای فنی، ظرفیت تبدیل شدن به یک روایت صنعتی را دارد. در چنین تجربهای، علاوه بر تجهیزات و خطوط تولید، تصمیمهای مدیران، تلاش مهندسان و متخصصان، فعالیت شبانهروزی کارکنان و پیمانکاران و تجربه مواجهه با یک شرایط دشوار، بخشی از واقعیت رویداد را شکل میدهد.
روایت صنعتی فراتر از تبلیغات است
جهاناحمدی با اشاره به برداشت رایج از روایت بهعنوان ابزاری برای تبلیغات و روابط عمومی گفت: روایت صنعتی در معنای عمیقتر، فراتر از تبلیغ است. روایت میکوشد تجربه زیسته انسانها را در دل فرایندهای صنعتی ثبت کند و به همین دلیل، روایت خوب فقط از موفقیتها سخن نمیگوید، بلکه موانع، تردیدها، خطاها و هزینهها را نیز نشان میدهد.
وی افزود: مخاطب از خلال همین پیچیدگیها میتواند مسیر شکلگیری یک دستاورد را درک کند و بداند یک موفقیت صنعتی چگونه و با چه تلاشهایی به دست آمده است.
وی با اشاره به تجربه فولاد مبارکه در بازسازی تأسیسات و نواحی تولیدی افزود: وقتی یک مجموعه صنعتی پس از یک حادثه یا بحران دوباره به مدار تولید بازمیگردد، آنچه اهمیت دارد فقط زمان بازگشت یا میزان تجهیزات بازسازیشده نیست؛ بلکه باید دید در این مسیر چه تصمیمهایی گرفته شده، چه مسائل فنی حل شده و چه انسانهایی در پشت این فرایند حضور داشتهاند. ثبت این جزئیات است که یک گزارش فنی را به یک روایت انسانی و ماندگار تبدیل میکند.
روایت؛ حافظه صنعتی کشور
این نویسنده با تأکید بر اهمیت ثبت تجربههای صنعتی اظهار کرد: بسیاری از صنایع بزرگ جهان تنها آرشیوی از اسناد فنی نگهداری نمیکنند، بلکه خاطرات کارکنان، تجربه مدیران، روایت پروژهها و داستان شکلگیری محصولات خود را نیز ثبت میکنند؛ زیرا هر تجربه ثبتشده میتواند منبعی برای یادگیری نسلهای بعد باشد.
جهاناحمدی ادامه داد: بسیاری از خطاها، تصمیمها و راهحلها در گزارشهای رسمی قابل انتقال نیستند، اما در روایت افراد حفظ میشوند. در کشور ما نیز بخش قابلتوجهی از تجربه صنعتی در معرض فراموشی قرار دارد و مدیران، کارگران و متخصصانی که در پروژههای مهم حضور داشتهاند، حامل دانشی هستند که در اسناد رسمی ثبت نشده است.
وی تصریح کرد: این افراد از بحرانها، تصمیمهای دشوار، شکستهای موقت و راههای عبور از بنبستها خاطراتی دارند که میتواند برای آیندگان ارزشمند باشد و با بازنشستگی یا درگذشت آنان، بخشی از حافظه صنعتی کشور نیز از میان میرود؛ بنابراین روایت میتواند در حفظ این حافظه نقش مهمی داشته باشد.
جهاناحمدی گفت: آنچه امروز در فولاد مبارکه در جریان بازسازی و بازگشت بخشهای مختلف این مجموعه به مدار تولید اتفاق افتاده، تنها یک مجموعه عملیات فنی نیست، بلکه مجموعهای از تجربههای انسانی است که اگر ثبت نشود، جزئیات آن بهتدریج از حافظه سازمانی و صنعتی فاصله خواهد گرفت. به همین دلیل، گفتوگو با افرادی که در این فرایند حضور داشتهاند و ثبت تجربههای آنان، میتواند بخشی از حافظه صنعتی این دوره را برای آینده حفظ کند.
روایت، فاصله صنعت و جامعه را کاهش میدهد
وی یکی دیگر از کارکردهای روایت صنعتی را ایجاد ارتباط میان صنعت و جامعه دانست و گفت: بسیاری از مردم با محصولات صنعتی زندگی میکنند، اما شناخت اندکی از فرایند تولید آنها دارند. روایت میتواند این فاصله را کاهش دهد و هنگامی که مخاطب با تجربه انسانی پشت یک پروژه آشنا میشود، فهم عمیقتری از اهمیت آن پیدا میکند.
جهاناحمدی افزود: مخاطب در این شرایط تنها با یک محصول یا سازه مواجه نیست، بلکه با تلاش انسانهایی روبهرو میشود که آن دستاورد را ممکن کردهاند.
وی ادامه داد: برای مثال، وقتی مخاطب درباره بازسازی یک بخش از فولاد مبارکه میخواند، صرفاً با مجموعهای از اعداد درباره تجهیزات، زمان یا عملیات انجامشده مواجه نیست؛ بلکه میتواند با روایت مهندسی که برای حل یک مسئله فنی تلاش کرده، کارگری که در شرایط دشوار در فرایند بازسازی حضور داشته یا مدیری که در یک مقطع حساس تصمیم گرفته است، با وجه انسانی صنعت نیز آشنا شود.
روایت به انتقال فرهنگ سازمانی کمک میکند
این نویسنده با اشاره به نقش روایت در داخل سازمانها اظهار کرد: سازمانها تنها با آییننامه، دستورالعمل و ساختار اداری اداره نمیشوند، بلکه فرهنگ سازمانی از تجربههای مشترک، خاطرات جمعی و داستانهایی شکل میگیرد که میان اعضای یک مجموعه جریان دارد.
وی ادامه داد: کارکنان جدید از طریق همین روایتها با هویت سازمان آشنا میشوند و درمییابند در گذشته چه اتفاقهایی رخ داده، چه ارزشهایی اهمیت داشته و مجموعه چگونه با بحرانها مواجه شده است؛ از این منظر، روایت میتواند به انتقال فرهنگ و تجربه سازمانی کمک کند.
جهاناحمدی افزود: در مجموعههایی مانند فولاد مبارکه که بخش بزرگی از دانش و تجربه در طول سالها و در میان نسلهای مختلف کارکنان شکل گرفته، روایت میتواند پلی میان این نسلها باشد. تجربه یک پروژه، یک بحران یا یک تصمیم مهم، زمانی میتواند به سرمایه سازمانی تبدیل شود که از حافظه فردی افراد خارج و به شکلی قابل انتقال ثبت شود.
روایت صنعتی بر واقعیت استوار است
جهاناحمدی تأکید کرد: روایت صنعتی با داستانپردازی خیالی تفاوت دارد و بر واقعیت تکیه میکند. هدف روایت در این حوزه، خلق ماجراهای ساختگی نیست، بلکه کشف و بازنمایی لایههای انسانی واقعیت است.
وی گفت: نویسنده روایت صنعتی باید بتواند در میان اسناد، مصاحبهها، خاطرات و مشاهدات میدانی، تجربه انسانی را پیدا کند و نشان دهد که یک تصمیم چگونه گرفته شده، یک بحران چگونه پشت سر گذاشته شده و یک پروژه چگونه به نتیجه رسیده است.
وی درباره اهمیت حضور میدانی روایتگران در فولاد مبارکه نیز اظهار کرد: وقتی نویسنده و روایتگر از نزدیک یک مجموعه صنعتی را میبیند و با کارکنان، متخصصان و افرادی که در یک فرایند حضور داشتهاند گفتوگو میکند، امکان درک دقیقتری از واقعیت پیدا میکند. فاصله میان شنیدن یک خبر درباره بازسازی و مشاهده محل بازسازی، تجهیزات، آثار آسیب و گفتوگو با افرادی که در آن حضور داشتهاند، بسیار زیاد است و روایت صنعتی باید تا حد امکان به این تجربه دست اول نزدیک باشد.
صنعت به روایت برای ماندگار شدن تجربهها نیاز دارد
این نویسنده بیان کرد: در جهان امروز که رقابت میان صنایع تنها بر سر تولید بیشتر نیست، روایت میتواند به یکی از سرمایههای مهم سازمانها تبدیل شود. دادهها و آمارها اهمیت دارند، اما انسانها معمولاً از طریق روایت با واقعیت ارتباط برقرار میکنند و مسیرها را بهتر از نتایج به خاطر میسپارند.
جهاناحمدی خاطرنشان کرد: صنعت بدون سختافزار پیش نمیرود و کارخانه، فناوری، سرمایه و نیروی انسانی ستونهای اصلی تولید هستند، اما برای اینکه تجربههای صنعتی ماندگار و به نسلهای بعد منتقل شوند، باید به ثبت و بازگویی روایتهای آنها نیز توجه کرد؛ زیرا بخشی از حقیقت صنعت در محصول نهایی دیده میشود و بخش دیگری در داستان انسانهایی نهفته است که آن محصول را ممکن کردهاند.
وی در پایان گفت: تجربههایی مانند آنچه امروز در فولاد مبارکه در جریان بازسازی و ادامه فعالیت صنعتی این مجموعه شکل گرفته، اگر بهدرستی ثبت و روایت شوند، میتوانند علاوه بر ثبت یک مقطع از تاریخ صنعت، تجربه و دانشی را منتقل کنند که در سالهای آینده برای نسلهای جدید مدیران، مهندسان و کارکنان قابل استفاده باشد. روایت در این معنا، صرفاً بازگویی یک اتفاق نیست؛ بلکه راهی برای حفظ تجربه، انتقال معنا و ماندگار کردن بخشی از حافظه صنعت است.