به گزارش پیام آوران معدن و فولاد: فولاد کاوه جنوب کیش با پیشبرد پروژه یک میلیون تنی احیای مستقیم «مدول C»، گام مهمی برای افزایش ظرفیت تولید و کاهش وابستگی به تأمین خارجی برداشته است؛ اقدامی که در شرایط تشدید ریسکهای ژئوپلیتیکی و ناترازی انرژی، بخشی از راهبرد این شرکت برای افزایش تابآوری زنجیره تأمین محسوب میشود.
بر اساس اخبار منتشرشده از وضعیت پروژه، مدول C با ظرفیت یک میلیون تن آهن اسفنجی، از پیشرفت فیزیکی قابل توجهی برخوردار است و هدفگذاری برای بهرهبرداری از آن در سال آینده انجام شده است. راهاندازی این واحد میتواند ظرفیت تولید آهن اسفنجی فولاد کاوه را افزایش داده و زمینه دستیابی به ظرفیت بالاتر تولید شمش را فراهم کند.
اهمیت این پروژه، اما تنها به افزایش ظرفیت تولید محدود نمیشود. یکی از چالشهای ساختاری فولادسازان، ایجاد توازن میان حلقههای مختلف زنجیره تولید است. توسعه ظرفیت احیای مستقیم میتواند وابستگی به تأمین آهن اسفنجی از بیرون مجموعه را کاهش داده و کنترل بیشتری بر یکی از حلقههای اصلی تولید ایجاد کند.
از سوی دیگر، اجرای پروژه با استفاده از ظرفیت شرکتهای داخلی در بخشهای مهندسی، پیمانکاری و تأمین برخی تجهیزات و مواد، بخشی از روند گستردهتر بومیسازی در صنعت فولاد ایران است. طی سالهای اخیر، توسعه ساخت داخل در فولاد از تولید قطعات ساده و اقلام مصرفی عبور کرده و به سمت تجهیزات تخصصی، خدمات مهندسی و طراحی و ساخت داخلی حرکت کرده است.
با این حال، تجربه پروژه مدول C نشان میدهد که مسیر بومیسازی هنوز با یک چالش اساسی مواجه است و آن هم وابستگی برخی تجهیزات استراتژیک به تأمین خارجی. در پروژههای بزرگ فولادی، حتی تأخیر در تأمین یک تجهیز یا قطعه خاص میتواند زمانبندی راهاندازی کل پروژه را تحت تأثیر قرار دهد؛ بنابراین بومیسازی واقعی را نمیتوان با تعداد قطعات تولیدشده در داخل سنجید؛ معیار مهمتر، کاهش نقاط آسیبپذیر زنجیره و ایجاد امکان جایگزینی تأمین کنندگان خارجی است.
این مساله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که صنعت فولاد ایران همزمان با محدودیتهای ناشی از تحریم، با بحران انرژی نیز مواجه است. واحدهای احیای مستقیم از مصرفکنندگان مهم گاز طبیعی هستند و محدودیت گاز و برق در سالهای اخیر به یکی از مهمترین عوامل کاهش تولید فولاد تبدیل شده است. در چنین شرایطی، افزایش ظرفیت اسمی بدون تضمین انرژی پایدار نباید به طور حتم به افزایش متناسب تولید منجر نخواهد شد.
از این منظر، بومیسازی زنجیره تأمین فولاد کاوه باید در سه سطح دنبال شود، تجهیزات و فناوری، انرژی و لجستیک. در حوزه لجستیک نیز برنامه انتقال بخشی از گندله از طریق حملونقل ریلی میتواند وابستگی به جاده را کاهش داده و هزینه و ریسک تأمین مواد اولیه را مدیریت کند.
اهمیت این رویکرد زمانی روشنتر میشود که عملکرد مالی و تولیدی فولاد کاوه را در نظر بگیریم. افزایش تولید در سالهای اخیر در شرایطی رخ داده که رشد هزینه انرژی، مواد اولیه و حملونقل، فشار قابل توجهی بر حاشیه سود فولادسازان وارد کرده است. بنابراین، مزیت رقابتی شرکتها دیگر تنها به افزایش ظرفیت تولید وابسته نیست؛ بلکه به توانایی آنها در مدیریت هزینه و مقاومسازی زنجیره تأمین بستگی دارد.
بر این اساس، مدول C را میتوان فراتر از یک پروژه توسعهای ارزیابی کرد. موفقیت آن زمانی معنا پیدا میکند که ظرفیت جدید با اتکا به شبکهای پایدار از تأمین کنندگان داخلی، انرژی قابل اتکا و زیرساخت لجستیکی مناسب وارد مدار شود.
در نهایت، آزمون واقعی بومیسازی فولاد کاوه نه در تعداد تجهیزات داخلیشده، بلکه در میزان کاهش وابستگی، کاهش زمان توقف تولید، کنترل هزینهها و توان شرکت برای ادامه فعالیت در شرایط اختلال در زنجیرههای جهانی تأمین خواهد بود.
منبع: تیتر ۲۰