به گزارش پیام آوران معدن و فولاد: محدودیتهای شدید انرژی، این روزها به یکی از بزرگترین چالشهای پیشروی صنعت فولاد کشور تبدیل شده است؛ چالشی که در فولاد خوزستان، بهعنوان یکی از ارکان راهبردی تولید فولاد ایران، فراتر از توقف چند کوره و کاهش ظرفیت تولید، تمام زنجیره فعالیتهای صنعتی، اقتصادی و اشتغال را تحت تأثیر قرار میدهد.
فولاد خوزستان، مجموعهای عظیم و بههمپیوسته است که از احیای مستقیم و تولید آهن اسفنجی تا فولادسازی، ریختهگری و تولید شمش، به تأمین مستمر انرژی وابسته است. در چنین ساختاری، محدودیت برق و گاز تنها به معنای کاهش تولید نیست؛ بلکه اختلال در یک حلقه، میتواند زنجیرهای از پیامدهای فنی، عملیاتی و اقتصادی را به دنبال داشته باشد.
کاهش ظرفیت تولید، برهم خوردن نظم برنامههای عملیاتی، افزایش هزینههای سربار، افت بهرهوری تجهیزات و دشواری در تأمین تعهدات مشتریان، تنها بخشی از آثار محدودیتهای انرژی است. توقف و راهاندازی مجدد خطوط تولید نیز با پیچیدگیهای فنی همراه است و میتواند فشار مضاعفی بر تجهیزات، منابع انسانی و هزینههای نگهداری و تعمیرات وارد کند.
اما ابعاد این بحران، به دیوارهای کارخانه محدود نمیشود. کاهش تولید و صادرات، افت درآمدهای ارزی، کاهش گردش مالی و تضعیف توان سرمایهگذاری، تنها بخشی از پیامدهایی هستند که از قلب صنعت به اقتصاد ملی منتقل میشوند. در کنار آن، فعالیت پیمانکاران، شرکتهای حملونقل، تأمینکنندگان مواد اولیه و شبکه گسترده کسبوکارهای وابسته نیز از این محدودیتها تأثیر میپذیرد؛ زنجیرهای که اشتغال مستقیم و غیرمستقیم هزاران نفر را به حرکت تولید پیوند زده است.
در این میان، نیروی انسانی فولاد خوزستان همچنان در میدان تولید ایستاده است؛ اما واقعیت آن است که هیچ میزان از تلاش، تخصص و مدیریت عملیاتی نمیتواند جایگزین انرژی پایدار شود.
صنعت فولاد، پیشران توسعه، اشتغال و ارزآوری کشور است و استمرار فعالیت آن، نیازمند نگاهی راهبردی به تأمین انرژی است. عبور از ناترازیها، نه صرفاً یک مطالبه صنعتی، بلکه ضرورتی ملی برای صیانت از تولید، سرمایههای کشور و آینده اشتغال است.
فولاد خوزستان برای تولید میجنگد؛ اما نبرد با ناترازی، بدون پشتیبانی پایدار انرژی، نبردی نابرابر و ظالمانه خواهد بود و این بخشی از واقعیت تلخ و جاری در شرح حال شرکتهای صنعتی بزرگ و تأثیرگذار در اقتصاد کشور مانند شرکت فولاد خوزستان است.