به گزارش پیام آوران معدن و فولاد: در روزهایی که هنوز گرد و غبار جنگ چهلروزه دشمن از شانههای صنعت این سرزمین فرو ننشسته، برخی واحدهای بزرگ و حیاتی، مانند فولاد خوزستان، همچنان با زخمهای باز و عمیق ایستادهاند؛ زخمهایی که نه از جنس آمار و گزارش، بلکه از جنس دیوارهای ترکخورده، خطوط آسیبدیده، تجهیزات ازکارافتاده و امیدهایی است که برای بازگشت به مدار، به نفسِ برق نیاز دارند.
اینجا سخن از تولید نیست؛ سخن از بازسازی است، از احیای آنچه آسیب دیده، از برپا کردن دوبارهی چراغهایی که خاموشیِ تحمیلی، خاموشترشان کرده است، اما در کمال تأسف، درست در همین لحظهای که این صنایع باید بیش از هر زمان دیگر مورد حمایت قرار گیرند، زیر فشار محدودیتهای شدید برق و بیبرقی قرار گرفتهاند؛ گویی بر پیکر زخمی، بار دیگر تیغ گذاشته میشود.
صنعتی که باید برق داشته باشد تا تعمیر کند، راه بیندازد، بازسازی کند و دوباره به جریان تولید ملی بازگردد، امروز ناچار است انرژیاش را نه برای توسعه، که برای بقا خرج کند. این تناقض، فقط یک مشکل فنی نیست؛ نشانهای است از فاصلهی خطرناک میان ضرورتهای میدانی و تصمیمگیریهای اداری.
صنعت فولاد و صنایع مشابه، ستونهای ایستادهی اقتصاد کشورند؛ ستونهایی که در روز سخت، بارِ اشتغال، ارزآوری، امید و اقتدار ملی را بر دوش میکشند. وقتی این ستونها در پی تجاوز و خسارت، نیاز فوری به ترمیم دارند، قطع برق فقط یک خاموشی ساده نیست؛ وقفه در بازسازیِ وطن است. امروز اگر قرار است از تابآوری سخن بگوییم، نخستین گام آن است که برق را از این صنایعِ آسیبدیده دریغ نکنیم؛ زیرا هر ساعت بیبرقی، یک ساعت عقبافتادنِ بازگشتِ تولید، و هر روز تعلل، ضربهای تازه بر پیکر صنعتی است که هنوز از جنگ فارغ نشده است.
وقت آن رسیده که نگاه به این مسئله، از “مصرف برق” به “ضرورت ملی” تغییر کند.
صنعتِ زخمی را نباید با محدودیت بیشتر مجازات کرد؛ باید با تأمین انرژی، فرصت ایستادن دوباره به آن داد. اگر قرار است بازسازی معنا داشته باشد، باید برق در کنار کارگر، مهندس و مدیرِ آن واحد صنعتی بایستد؛ تا چرخِ ترمیم بچرخد، زخمها بسته شود و کشور، از دلِ خسارت، دوباره قد بکشد.