22505 1405/05/13 - 14:11 برديا امير تيموري /سردبير

چه کسی به روابط عمومی فولاد سنگان حق داده برای رسانه‌ها «دستورالعمل» صادر کند؟

برديا امير تيموري /سردبير : رسانه شریک روابط عمومی است، نه سرباز آن؛ و روابط عمومی حق صدور دستورالعمل برای رسانه را ندارد.

چه کسی به روابط عمومی فولاد سنگان حق داده برای رسانه‌ها «دستورالعمل» صادر کند؟
برديا امير تيموري /سردبير  

سال‌هاست رسانه‌های تخصصی معدن و صنایع معدنی، با کمترین امکانات و بیشترین دشواری، بار اطلاع‌رسانی، نقد، تحلیل و مطالبه‌گری این حوزه را بر دوش کشیده‌اند. اما امروز، ظاهراً شأن این رسانه‌ها تا آنجا تنزل یافته که یک روابط عمومی شرکتی به خود اجازه می‌دهد برای آن‌ها «دستورالعمل» صادر کند.

دستورالعمل!

همین یک واژه، همه چیز را روشن می‌کند

روابط عمومی فولاد سنگان، به جای آنکه پیشنهاد همکاری، قرارداد یا تفاهم‌نامه‌ای برای تعامل با رسانه‌ها تنظیم کند، سندی با عنوان «دستورالعمل همکاری رسانه‌ای» منتشر کرده است؛ گویی رسانه‌ها یکی از واحدهای زیرمجموعه آن شرکت هستند که باید مطابق بخشنامه عمل کنند.

این پرسش را باید صریح مطرح کرد؛ روابط عمومی فولاد سنگان دقیقاً چه جایگاهی برای خود قائل است؟

آیا یک نهاد حاکمیتی است؟

آیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است؟

آیا هیأت نظارت بر مطبوعات است؟

یا صرفاً واحد روابط عمومی یک شرکت معدنی که وظیفه‌اش تعامل با رسانه‌هاست، نه تعیین تکلیف برای آن‌ها؟

مشکل، مبلغ قرارداد نیست؛ مشکل، نگاه تحقیرآمیزی است که از سطر به سطر این سند می‌بارد. نگاهی که رسانه را نه یک نهاد مستقل، بلکه ابزاری برای اجرای خواسته‌های روابط عمومی می‌داند.

این نگاه، توهین به روزنامه‌نگاری تخصصی است

رسانه معدن و صنایع معدنی، بلندگوی روابط عمومی نیست. اگر بود، دیگر نامش رسانه نبود. فلسفه وجودی رسانه، اطلاع‌رسانی، نقد، تحلیل، شفاف‌سازی و مطالبه‌گری است؛ نه اجرای دستورالعمل‌های صادرشده از سوی واحدهای روابط عمومی شرکت‌ها.

جای تأسف آنجاست که چنین سندی احتمالاً از چندین لایه مدیریتی عبور کرده، بررسی شده و در نهایت به عنوان یک متن رسمی منتشر شده است، بی‌آنکه کسی بپرسد: آیا اساساً یک روابط عمومی حق دارد برای رسانه‌های مستقل دستورالعمل بنویسد؟

اگر امروز رسانه‌ها در برابر چنین ادبیاتی سکوت کنند، فردا شرکت دیگری آیین‌نامه صادر می‌کند، دیگری بخشنامه می‌نویسد و آن یکی شیوه‌نامه ابلاغ می‌کند؛ تا جایی که استقلال رسانه، به امضای واحدهای روابط عمومی گره بخورد.

مایه تأسف است که در سال ۱۴۰۵، هنوز برخی مدیران روابط عمومی تفاوت میان «تعامل با رسانه» و «دستور دادن به رسانه» را نمی‌دانند. روابط عمومی حرفه‌ای، رسانه را شریک می‌داند؛ نه زیردست. احترام می‌گذارد؛ نه تعیین تکلیف می‌کند. گفت‌وگو می‌کند؛ نه دستور صادر.

از مدیرعامل محترم فولاد سنگان انتظار می‌رود شخصاً در این موضوع ورود کند. اعتبار یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های معدنی کشور، شایسته آن نیست که با چنین ادبیاتی خدشه‌دار شود. همچنین انتظار می‌رود رسانه‌های تخصصی معدن، خانه مطبوعات و انجمن‌های صنفی روزنامه‌نگاران در برابر این رویه سکوت نکنند.

سکوت امروز، یعنی پذیرفتن اینکه از این پس، روابط عمومی شرکت‌ها برای رسانه‌های مستقل «دستورالعمل» بنویسند.

و اگر چنین روزی فرا برسد، دیگر چیزی از استقلال روزنامه‌نگاری باقی نخواهد ماند.

لینک کوتاه:
آخرین خبرها