به گزارش پیام آوران معدن و فولاد: خدمات به کارکنان در صنایع معدنی را نمیتوان مجموعهای از مزایای رفاهی دانست. این خدمات بخشی از زیرساخت بهرهوری، ایمنی و پایداری نیروی انسانی هستند. در چنین چارچوبی، اقدام اخیر شرکت معدنی و صنعتی گلگهر برای نوسازی ناوگان حملونقل کارکنان، فراتر از یک خرید تجهیزاتی قابل تحلیل است و میتواند نشانهای از تغییر نگاه به سرمایه انسانی در یک مجموعه معدنی بزرگ باشد.
فاز دوم نوسازی ناوگان حملونقل کارکنان منطقه گلگهر با بهرهبرداری از ۴۵ دستگاه اتوبوس و مینیبوس جدید انجام شده است. این طرح با سرمایهگذاری ۷ هزار و ۲۵۰ میلیارد ریالی، ظرفیت جابهجایی ناوگان را ۸۲۰ نفر افزایش داده و خرید پنج دستگاه اتوبوس و ۴۰ دستگاه ون را شامل میشود. همچنین برای ۶۰ نفر اشتغال مستقیم و ۲۰ نفر اشتغال غیرمستقیم ایجاد شده است. مهمتر از همه، هدف اعلام شده طرح، ارتقای ایمنی کارکنان و کاهش احتمال حوادث جادهای عنوان شده است.
از منظر مدیریت منابع انسانی، این هدفگذاری اهمیت ویژهای دارد. در صنایع معدنی، محل کار بسیاری از کارکنان از محل سکونت فاصله دارد و جابهجایی روزانه، بخشی جداییناپذیر از تجربه شغلی آنان است؛ بنابراین کیفیت حملونقل به طور مستقیم بر خستگی، نظم حضور، رضایت شغلی و حتی آمادگی ذهنی نیروی کار اثر میگذارد. ناوگان جدید، اگر با برنامهریزی مناسب مسیرها، استانداردهای نگهداری و آموزش رانندگان همراه باشد، میتواند ریسکهای عملیاتی را کاهش دهد و بخشی از هزینههای پنهان ناشی از فرسودگی ناوگان را کنترل کند.
نکته مهم دیگر، ارتباط این اقدام با مفهوم «ایمنی» است. در صنایع پرریسک، ایمنی نباید فقط به محوطه تولید، تجهیزات استخراج یا وسایل حفاظت فردی محدود شود. مسیر رفتوآمد کارکنان نیز بخشی از زنجیره ایمنی سازمان است. از این منظر، سرمایهگذاری گلگهر را میتوان نوعی توسعه پیشگیرانه دانست، یعنی شرکت به جای آنکه تنها پس از وقوع حادثه هزینه کند، بخشی از منابع خود را برای کاهش احتمال حادثه اختصاص داده است. این رویکرد در صورت تداوم، میتواند به تقویت فرهنگ ایمنی سازمانی کمک کند.
از منظر رسانهای نیز این خبر واجد اهمیت است، زیرا تصویر شرکت را از یک بنگاه تنها تولیدمحور به سازمانی با مسوولیت نسبت به کیفیت زندگی نیروی انسانی نزدیک میکند. با این حال، ارزش واقعی چنین اقداماتی زمانی آشکار میشود که در کنار آن، مجموعهای از خدمات مکمل نیز وجود داشته باشد، از خدمات درمانی و بیمهای و امکانات ورزشی و رفاهی گرفته تا آموزش، مسکن، حمایتهای خانوادگی، تغذیه و سلامت روان. در غیر این صورت، نوسازی ناوگان ممکن است در افکار عمومی به یک خبر سرمایهگذاری یا خرید خودرو تقلیل پیدا کند.
گلگهر میتواند از همین نقطه، روایت رسانهای گستردهتری درباره «سرمایهگذاری بر کارکنان» بسازد. تفاوت مهم میان روابط عمومی مناسب و روابط عمومی اثرگذار، در تبدیل یک اقدام منفرد به یک سیاست قابل سنجش است. اگر شرکت بتواند شاخصهایی مانند کاهش حوادث مسیر، کاهش زمان انتظار کارکنان، افزایش رضایت از حملونقل، کاهش خرابی خودروها و بهبود پوشش مسیرها را منتشر کند، افکار عمومی و خود کارکنان تصویر دقیقتری از اثرگذاری این سرمایهگذاری خواهند داشت.
از سوی دیگر، افزایش ظرفیت ۸۲۰ نفری را نباید یک عدد کمی دید. این ظرفیت میتواند به معنای دسترسی تعداد بیشتری از کارکنان به حملونقل ایمن و استاندارد باشد، مسالهای که در مناطق معدنی دور از مراکز شهری، اهمیت مضاعف دارد. همچنین اشتغال ایجادشده در فرآیند بهرهبرداری از ناوگان نشان میدهد که سیاست رفاهی میتواند همزمان آثار اقتصادی محلی نیز ایجاد کند.
از منظر برند کارفرمایی، اقدامات حوزه خدمات کارکنان اهمیت دارد. در بازار کار تخصصی معدن، حفظ نیروهای توانمند فقط با دستمزد انجام نمیشود و کیفیت تجربه کاری نقش تعیین کننده دارد. حملونقل میتواند یکی از عوامل ماندگاری کارکنان باشد؛ بنابراین تداوم سرمایهگذاریها، در کنار سنجش رضایت پرسنل، میتواند قدرت جذب و نگهداشت نیروی انسانی گلگهر را تقویت کند.
در مجموع، اقدام گلگهر را میتوان نمونهای از پیوند مسوولیت اجتماعی شرکتی با مدیریت سرمایه انسانی دانست، اقدامی که در ظاهر حملونقلی است، اما در لایه عمیقتر به ایمنی، رضایت شغلی، بهرهوری و اعتبار سازمانی مربوط میشود. نقطه قوت این سیاست، سرمایهگذاری قابل توجه و تمرکز بر پیشگیری از حوادث است، اما مرحله بعدی، ارائه دادههای عملکردی و تکمیل سبد خدمات کارکنان خواهد بود. اگر گلگهر این مسیر را به یک برنامه جامع رفاه و ایمنی تبدیل کند، خدمات به پرسنل دیگر یک هزینه جانبی تلقی نمیشود، بلکه به بخشی از مزیت رقابتی و پایداری سازمان تبدیل خواهد شد.
منبع: تیتر ۲۰