به گزارش پیام آوران معدن و فولاد: اگر بخواهیم کارنامه فولاد خوزستان را در یکیدو دهه اخیر با یک عبارت خلاصه کنیم، باید گفت این شرکت از یک فولادساز مهم منطقهای، به یک بازیگر تنظیمگر در بازار فولاد کشور تبدیل شده؛ شرکتی که وزنش را میشود در بورس کالا، در زنجیره پاییندستی (نوردکاران)، و حتی در تراز ارزی صادرات غیرنفتی کشور دید.
نمونه روشن آن، سهم بالای فولاد خوزستان از معاملات شمش و تختال در سالهای اخیر است؛ از جمله سهم حدود ۱۷ درصدی در معاملات/عرضه شمش و سهم قابل توجه در تختال و رشد معاملات آهن اسفنجی حکایت دارد.
در سالهای اخیر فولاد خوزستان در حالی نقش تثبیتکننده بازار داخلی را بازی کرده که با موج بیسابقه محدودیتهای برق و گاز مواجه بوده؛ محدودیتهایی که به معنای از دست رفتن تولید، از دست رفتن فرصت صادرات، و افزایش ریسک برنامهریزی است. درباره سال ۱۴۰۳ گزارشهای متعددی از «تولید از دست رفته» در اثر محدودیت برق منتشر شده و حتی از رقم حدود ۷۰۰ هزار تن تولید از دست رفته در نیمه نخست یاد شده است.
در برابر این فشار، پاسخ مدیریتی و راهبردی شرکت فولاد خوزستان در چند سال اخیر بیش از «مدیریت روزمره تولید» بوده و به سمت بازطراحی ریسک انرژی رفته است: تمرکز بر پروژههای زیرساختی و چشمانداز توسعه تا افق ۱۴۱۰ (هدفگذاری ۱۳.۶ میلیون تن و افزایش سهم بازار) و همزمان پیگیری مسیرهای خودتأمینی/تنوعبخشی انرژی و همچنین حساسیت به موج جهانی فولاد سبز و اقتصاد چرخشی. این جهتگیریها را هم در روایتهای منتشرشده از چشمانداز شرکت و هم در برنامههای این شرکت درباره ضرورت «فولاد سبز و اقتصاد چرخشی» میتوان دید.
چشمانداز پیشِ رو برای فولاد خوزستان، از دل همین دوگانه نمایان می شود. فرصت بزرگِ تبدیل شدن به قطب یکچهارم بازار فولاد کشور از یک طرف، و ریسک بزرگِ انرژی و سیاستهای ناپایدار از طرف دیگر.
فولاد خوزستان در جنوب کشور و در اقتصادی که سالهاست با تحریم، ناترازی انرژی و نوسانهای سیاستی دستوپنجه نرم میکند، نهتنها سهمی تعیینکننده در بازار شمش و صادرات غیرنفتی دارد، بلکه در اشتغال، درآمدزایی منطقهای و حتی تراز انرژی و خدمات زیرساختی استان نیز نقشی کلیدی ایفا میکند.
روایت این شرکت، روایت ایستادگی صنعتی در میانه بیثباتیهای ساختاری است.
اگر متولیان و مسئولان امر بویژه در استان اهتمام بورزند و از این صنعت حمایت کنند و برنامه هایشان با منطق توسعه صنعتی همراستا شود، فولاد خوزستان میتواند به یک لنگر ثبات صنعتی و صادراتی در جنوب کشور تبدیل شود؛ چیزی که هم برای بازار داخلی معنی دارد، هم برای ارزآوری، و هم برای آینده رقابتپذیری ایران در دوره فشارهای محیطزیستی و استانداردهای جدید تجارت.