به گزارش پیام آوران معدن و فولاد: پیشرفت فیزیکی ۶۴ درصدی ابرپروژه نورد گرم ۲ فولاد مبارکه تا پایان سال ۱۴۰۴، این طرح را به یکی از مهمترین پروژههای توسعهای صنعت فولاد کشور تبدیل کرده است.
نورد گرم ۲ پروژهای است که تکمیل آن علاوه بر افزایش ظرفیت تولید ورق گرم، میتواند بر تأمین مواد اولیه صنایع نفت و گاز، پتروشیمی، خودروسازی و لوازم خانگی اثر بگذارد. با این حال، عبور از مرحله ساخت به تولید تجاری، همچنان به تأمین مالی، تکمیل تجهیزات و رفع موانع فنی و اجرایی وابسته است.
نورد گرم ۲ در شرایطی دنبال میشود که توسعه محصولات با ارزش افزوده بالاتر و کاهش وابستگی به واردات ورقهای خاص، به یکی از محورهای راهبردی صنعت فولاد ایران تبدیل شده است. بر اساس اعلام فولاد مبارکه، این پروژه تا پایان سال ۱۴۰۴ به پیشرفت فیزیکی ۶۴ درصدی رسید، دستاوردی که از ادامه اجرای طرح در شرایط دشوار تأمین مالی و محدودیتهای صنعتی حکایت دارد.
اما اهمیت پروژه را باید در ساختار زنجیره فولاد جستوجو کرد. افزایش ظرفیت تولید ورق گرم، در صورت انطباق محصول با نیازهای فنی صنایع پاییندستی، میتواند بخشی از تقاضای داخلی را پوشش دهد و نیاز به واردات برخی محصولات را کاهش دهد. این مساله برای صنایعی که تأمین پایدار ورقهای باکیفیت در هزینه تولید و استمرار فعالیت آنها نقش تعیینکننده دارد، اهمیت ویژهای خواهد داشت.
با این حال، پیشرفت فیزیکی به تنهایی معیار کافی برای ارزیابی میزان آمادگی پروژه نیست. تکمیل نصب تجهیزات، راهاندازی آزمایشی، رفع نواقص و دستیابی به کیفیت پایدار محصول، مراحل ضروری پیش از بهرهبرداری تجاری هستند. از این منظر، مساله اصلی در ادامه مسیر نورد گرم ۲، تبدیل پیشرفت اجرایی به ظرفیت تولید قابل اتکاست.
تجربه اجرای این پروژه نشان میدهد که تأمین مالی و دسترسی به تجهیزات، از عوامل اثرگذار بر زمانبندی آن بودهاند. مدیرعامل فولاد مبارکه در سال ۱۴۰۴ از تأثیر تحریمها بر روند اجرای طرح و ضرورت رفع موانع آن سخن گفته بود. همچنین، تأمین مالی ارزی از طریق انتشار اوراق مرابحه ارزی برای پشتیبانی از اجرای پروژه در دستور کار قرار گرفت.
البته تأمین منابع مالی در چنین پروژهای به معنای پوشش هزینههای ساخت نیست؛ دسترسی به تجهیزات، قطعات تخصصی، خدمات مهندسی و امکان هماهنگی میان تأمین کنندگان نیز بر سرعت تکمیل اثر میگذارد. هرگونه تأخیر در یک بخش میتواند راهاندازی بخشهای وابسته را به تعویق بیندازد و هزینه نهایی سرمایهگذاری را افزایش دهد.
از سوی دیگر، طولانی شدن دوره ساخت میتواند هزینه فرصت سرمایهگذاری را بالا ببرد، زیرا منابع مالی تا زمان آغاز تولید، بازده عملیاتی مورد انتظار را ایجاد نمیکنند. بنابراین، شفافیت درباره زمانبندی تکمیل، میزان منابع مورد نیاز و پیشرفت بخشهای اصلی پروژه برای ارزیابی اقتصادی آن اهمیت دارد.
نورد گرم ۲ زمانی به نقطه عطفی در زنجیره فولاد تبدیل میشود که ظرفیت جدید آن به تولید پایدار و تأمین نیاز واقعی صنایع منجر شود. کاهش واردات ورقهای خاص، ارتقای کیفیت محصولات و افزایش ارزش افزوده داخلی از مهمترین شاخصهایی هستند که باید پس از بهرهبرداری مورد ارزیابی قرار گیرند.
در این میان، محدودیت انرژی نیز عاملی تعیینکننده است. توسعه ظرفیت فولادسازی بدون تأمین پایدار برق و گاز میتواند فاصله میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی را افزایش دهد. مقامهای صنعت فولاد در سالهای اخیر بارها بر اثر محدودیت زیرساختهای انرژی بر بهرهبرداری از ظرفیتهای ایجادشده تأکید کردهاند.
به همین دلیل، تکمیل نورد گرم ۲ باید هم زمان با برنامه ریزی برای تأمین انرژی، نگهداری تجهیزات و ایجاد بازار پایدار برای محصولات آن دنبال شود. در غیر این صورت، افزایش ظرفیت نصب شده نباید به همان نسبت به افزایش تولید و درآمد منجر نخواهد شد.
در مجموع، پیشرفت ۶۴ درصدی نورد گرم ۲ نشان دهنده ادامه مسیر توسعه این ابرپروژه است؛ اما آزمون اصلی آن در مرحله تکمیل و راهاندازی قرار دارد. معیار نهایی موفقیت پروژه، نه تنها رسیدن به پایان عملیات اجرایی، بلکه تبدیل سرمایهگذاری به تولید پایدار، کاهش وابستگی به واردات محصولات خاص و تقویت رقابت پذیری صنایع پاییندستی خواهد بود.
منبع: تیتر ۲۰