به گزارش پیام آوران معدن و فولاد: اگرچه این ارقام همچنان فاصله قابلتوجهی با هدف ۲ درصدی فدرالرزرو دارند، اما کاهش فشار تورمی نسبت به برآوردهای بازار، احتمال افزایش فوری نرخ بهره را کاهش داده است. واکنش نخست بازار نیز در افزایش طلا نمایان شد، اما برای فلزات پایه، از جمله آلومینیوم و نیکل، اثر این داده پیچیدهتر است؛ چرا که در این بازارها، نرخ بهره و دلار در کنار چشمانداز تقاضای صنعتی نقش تعیینکننده دارند.
تورم پایینتر از انتظار
آخرین گزارش اداره تحلیل اقتصادی آمریکا نشان میدهد شاخص PCE (قیمت مخارج مصرف شخصی) در اوت نسبت به ماه قبل ۰.۳ درصد افزایش یافته و رشد سالانه آن به 3.4 درصد رسیده است. این رقم در حالی ثبت شده که PCE در ماه ژوئیه نیز رشد سالانه 3.4درصدی داشت. در بخش تورم هسته، یعنی شاخصی که قیمت مواد غذایی و انرژی را کنار میگذارد، رشد سالانه در اوت ۳ درصد بود. رشد ماهانه تورم هسته نیز 0.2 درصد ثبت شد.
اهمیت این آمار برای بازارهای مالی از آن جهت است که PCE یکی از مهمترین معیارهای مورد توجه فدرالرزرو در ارزیابی تورم است. بنابراین، وقتی تورم پایینتر از انتظار اعلام میشود، بازار معمولا احتمال تداوم سیاست پولی انقباضی را کاهش میدهد. گزارشهای منتشرشده پس از اعلام آمار نیز نشان میدهد احتمال افزایش نرخ بهره در نشست اکتبر در محاسبات بازار کاهش پیدا کرده است.
با این حال، ماجرا برای بازار فلزات به همین سادگی نیست. کاهش انتظارات برای افزایش نرخ بهره، بهطور معمول به کاهش بازده اوراق و تضعیف دلار منجر میشود و این دو عامل میتوانند از قیمت فلزات حمایت کنند. اما در روزهای اخیر، بازده اوراق بلندمدت آمریکا برخلاف این انتظار حرکت کرده است. بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا در اول اکتبر حتی به بالاترین سطح خود در بیش از دو دهه اخیر رسید و از 5.3درصد عبور کرد. در نتیجه، اثر داده تورمی بر فلزات تاکنون بیشتر به شکل کاهش بخشی از فشار نرخ بهره ظاهر شده و نه یک تغییر قطعی در روند بازار.
طلا؛ واکنش مستقیمتر به داده تورمی
طلا واکنش سریعی را به آمار تورمی آمریکا نشان داده است. دلیل این موضوع نیز روشن است: طلا دارایی بدون بازده است و تغییر در نرخ بهره و بازده اوراق خزانه مستقیماً بر هزینه فرصت نگهداری آن اثر میگذارد.
پس از انتشار داده PCE، قیمت طلا در معاملات ۳۰ سپتامبر افزایش یافت. بر اساس گزارش رویترز، قیمت هر اونس طلای نقدی در ساعات ابتدایی معاملات پس از انتشار داده رشد قیمتی داشت. بازار کاهش تورم نسبت به انتظارات را به معنای کاهش احتمال افزایش نرخ بهره در اکتبر تفسیر کرد. اما این واکنش در ادامه روز محدود شد. دلیل اصلی، افزایش بازده اوراق خزانه بود. در واقع، بازار طلا همزمان دو سیگنال دریافت کرد: از یک طرف، تورم پایینتر از انتظار و احتمال کمتر افزایش نرخ بهره؛ و از سوی دیگر، افزایش بازده اوراق که جذابیت داراییهای بدون سود مانند طلا را کاهش میدهد.
این تضاد در معاملات اول اکتبر نیز ادامه داشت. رویترز گزارش داد که قیمت طلا در این روز تقریبا بدون تغییر عمده باقی ماند؛ به این معنا که اثر مثبت داده تورمی با فشار ناشی از دلار قویتر و بازده بالای اوراق خنثی شد.
با وجود این، مسیر سیاست پولی همچنان برای طلا اهمیت بالایی دارد. در روزهای اخیر، برخی مقامهای فدرالرزرو از رویکرد محتاطانهتر در قبال افزایش بعدی نرخ بهره سخن گفتهاند. بازار نیز احتمال افزایش نرخ در ماه اکتبر را نسبت به هفته قبل کاهش داده است.
البته در دوم اکتبر، انتشار داده ضعیفتر از انتظار اشتغال آمریکا بار دیگر انتظارات برای افزایش نرخ بهره در اکتبر را کاهش داد و طلا در واکنش اولیه بیش از یک درصد رشد کرد. این حرکت نشان میدهد که در شرایط کنونی، بازار طلا به مجموعه دادههایی که مسیر سیاست پولی آمریکا را تغییر میدهند، حساس باقی مانده است.
آلومینیوم؛ اثر تورم از مسیر دلار و تقاضای صنعتی
اثر داده تورمی آمریکا بر آلومینیوم متفاوت از طلاست. این فلز علاوه بر عوامل مالی، به شدت تحت تاثیر وضعیت تولید صنعتی، مصرف چین، هزینه انرژی و شرایط عرضه جهانی قرار دارد.
با وجود انتشار داده تورمی ضعیفتر از انتظار، آلومینیوم در معاملات پایان سپتامبر و آغاز اکتبر نتوانست از کاهش انتظارات افزایش نرخ بهره آمریکا بهره قابلتوجهی ببرد. اگر داده تورمی پایینتر، فدرالرزرو را از افزایش نرخ بهره دور کند، هزینه تامین مالی در اقتصاد آمریکا میتواند در مسیر ملایمتری حرکت کند. این موضوع در بلندمدت میتواند برای تقاضای صنعتی مثبت باشد.
در ادامه باید خاطرنشان کرد که کاهش ارزش دلار معمولا خرید این فلز را برای دارندگان سایر ارزها ارزانتر میکند و میتواند از تقاضای جهانی حمایت کند. اما در روزهای اخیر، دلار و بازده اوراق هر دو در مقاطعی بالا باقی ماندهاند و همین مسئله اثر مثبت داده PCE را محدود کرده است.
برخلاف طلا، آلومینیوم صرفاً یک دارایی مالی نیست و بخش مهمی از مصرف آن به فعالیت صنعتی وابسته است. بنابراین اگر کاهش تورم آمریکا در نهایت به کاهش نرخ بهره و تقویت فعالیت اقتصادی منجر شود، میتواند در میانمدت از مصرف آلومینیوم حمایت کند. در مقابل، اگر کاهش تورم همزمان با افت رشد اقتصادی رخ دهد، اثر آن بر تقاضای این فلز میتواند محدود یا حتی منفی باشد.
به همین دلیل، برای آلومینیوم، داده PCE بهتنهایی سیگنال کافی برای تغییر مسیر بازار نیست و باید در کنار شاخصهای تولید صنعتی و وضعیت اقتصاد چین و آمریکا مورد بررسی قرار گیرد.
نیکل؛ حساسیت بیشتر به سمت تقاضا
نیکل نیز مانند آلومینیوم از کانال نرخ بهره و دلار تاثیر میگیرد، اما وزن عوامل عرضه و تقاضای صنعتی در آن بیشتر است. نیکل یکی از فلزات پایه مهم در زنجیره فولاد زنگنزن و همچنین بخشی از زنجیره باتریهاست. بنابراین هر تغییری در چشمانداز فعالیت صنعتی جهانی میتواند اثر مستقیمی بر تقاضای آن داشته باشد.
دادههای بازار در روز انتشار PCE نشان داد که واکنش نیکل برخلاف طلا نبود و این فلز همچنان تحت فشار قرار داشت. گزارش SMM در ۳۰ سپتامبر نشان میدهد قرارداد نیکل در بورس شانگهای حدود یک درصد کاهش یافت؛ در همان روز آلومینیوم نیز حدود 0.35 درصد افت داشت.
برای نیکل، اهمیت داده تورمی آمریکا بیشتر از آنکه در اثر مستقیم بر قیمت باشد، در تغییر چشمانداز تقاضای جهانی است. اگر تورم پایینتر موجب شود بازار انتظار داشته باشد فدرالرزرو در مسیر افزایش نرخ بهره محتاطتر شود، در صورت همراه شدن این روند با حفظ رشد اقتصادی، شرایط برای فلزات صنعتی میتواند مساعدتر شود. اما اگر کاهش تورم حاصل افت تقاضا و فعالیت اقتصادی باشد، اثر آن برای نیکل الزاماً مثبت نخواهد بود.
از سوی دیگر، در شرایط فعلی بازار نیکل، عوامل عرضه نیز همچنان اهمیت بالایی دارند. بنابراین حتی کاهش انتظارات نرخ بهره آمریکا نمیتواند به تنهایی جهت بازار این فلز را تعیین کند.
سه فلز، سه واکنش
داده جدید تورم آمریکا در مجموع یک پیام مشترک برای بازار فلزات دارد: فشار نرخ بهره میتواند کاهش پیدا کند، اما هنوز برای تغییر روند بازار کافی نیست. برای طلا، این داده مستقیماً مثبتتر است؛ زیرا کاهش احتمال افزایش نرخ بهره، هزینه فرصت نگهداری طلا را کاهش میدهد. با این حال، افزایش بازده اوراق و قدرت دلار میتواند بخشی از این اثر را خنثی کند. واکنش طلا در روزهای ۳۰ سپتامبر و اول اکتبر نیز همین دوگانگی را نشان داد.
برای آلومینیوم، اثر داده تورمی بیشتر غیرمستقیم است. کاهش فشار نرخ بهره و احتمال تضعیف دلار میتواند در صورت تقویت فعالیت اقتصادی، به تقاضا کمک کند؛ اما در کوتاهمدت، بازده بالای اوراق و شرایط تقاضای صنعتی همچنان مانع اصلی هستند. قیمت آلومینیوم در پایان سپتامبر نیز تحت فشار همین عوامل قرار داشت.
برای نیکل نیز مسیر مشابهی وجود دارد، اما حساسیت این فلز به چشمانداز تولید صنعتی و وضعیت عرضه بیشتر است. بنابراین کاهش تورم آمریکا زمانی میتواند به سیگنال پایدار برای نیکل تبدیل شود که بازار آن را نشانهای از کاهش نرخ بهره بدون افت جدی فعالیت اقتصادی تلقی کند.
در مجموع، بازار اکنون بیش از خود عدد تورم، به مسیر بعدی سیاست پولی آمریکا نگاه میکند. داده PCE در کوتاهمدت احتمال افزایش نرخ بهره در اکتبر را پایین آورد، اما بازده اوراق همچنان در سطوح بسیار بالایی قرار دارد و همین مسئله مانع از انتقال کامل اثر مثبت داده تورمی به بازار فلزات شده است. از سوی دیگر، داده اشتغال منتشرشده در دوم اکتبر که تنها افزایش ۲۹ هزار شغل در سپتامبر را نشان داد، بار دیگر انتظارات برای افزایش نرخ بهره در اکتبر را کاهش داد و به طلا کمک کرد.
بنابراین در کوتاهمدت، طلا بیشترین حساسیت را به تغییر انتظارات نرخ بهره خواهد داشت، در حالی که برای آلومینیوم و نیکل، جهتگیری دلار و نرخ بهره باید در کنار شاخصهای تقاضای صنعتی و وضعیت عرضه جهانی تحلیل شود. به بیان دیگر، تورم پایینتر آمریکا برای هر سه فلز یک سیگنال مهم است، اما کانال انتقال این سیگنال به قیمت آنها یکسان نیست.